تبليغاتX
وبلاگ خبری دهستان جرگلان
اخبار فرهنگی ، اجتماعی ،مذهبی،ورزشی،

 

امامان‌ و بزرگان‌ اهل‌ سنّت‌ همواره‌ این‌ كار یزید و فرماندهان‌ او مانند عبیدالله بن‌ زیاد، عمر بن‌ سعد و شَمِربن‌ ذی‌ الجوشن‌را زشت‌ دانسته‌اند و از آنها اعلام‌ برائت‌ و بیزاری‌ نموده‌اند و به‌ شهادت‌ رساندن‌ ظالمانه‌ی‌ حضرت‌ حسین‌رضی الله عنه و یاران‌ او را كاری‌ بسیار نفرت‌انگیز دانسته‌ و ناراحتی‌ قلبی‌ خویش‌ را اظهار داشته‌اند. در اینجا با رعایت‌ اختصار، نمونه‌هایی‌ آورده‌می‌شود:

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم دی 1388ساعت 0:22  توسط داینمند  | 

 

یک داستان زیبا و آموزنده

بنی آدم اعضای یک پیکرند...

نقل است که عارف مشهور "سری سقطی" می‏گفت: من سی سال است که‏ استغفار می‏کنم به خاطر یک "الحمد لله" که گفته ام.

گفتند چطور؟ گفت: من در بغداد دکاندار بودم یکوقت خبر رسید که فلان بازار بغداد را آتش گرفت و سوخت. دکان من هم در آن بازار بود.

به سرعت رفتم ببینم دکان من سوخته یا نه؟ یک کسی به من گفت: آتش به دکان تو سرایت نکرده، گفتم: الحمدلله. بعد با خودم فکر کردم که آیا تنها تو در دنیا بودی؟ بالاخره آتش چهار تا دکان را سوخته دکان تو را نسوخته یعنی‏ دکان دیگری را سوخته، "الحمدلله" معنایش این است که الحمدلله آتش‏ دکان مرا نسوخت، دکان او را سوخت پس من راضی شدم به اینکه دکان او سوخته بشود و دکان من سوخته نشود بعد به خودم گفتم: تو غصه مسلمین در دلت نیست؟  و من سی سال است که‏ دارم استغفار آن الحمدلله را می‏کنم.

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم آذر 1388ساعت 12:27  توسط داینمند  | 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

ذی‌الحجة الحرام، ماه قهرمان یكتاپرستی، ابراهیم خلیل و ماه نماد همیشه جاوید تسلیم مطلق در برابر فرمان الهی، اسماعیل ذبیح و ماه معمار معانی حیاتبخش و انسان ساز خطبة الوداع، محمد مصطفی – صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین – فرا رسید و صد‌ها هزار مسلمان شیفته و دلداده به منظور تعظیم شعائر الهی و دوباره زیستن همه این خاطره‌های مبارك و ده‌ها خاطره و درس و اندرز نیكان و پاكان و برگزیدگان، راهی دیار مقدس شدند‌، تا اجابت مكرر دعای جاودانه خلیل خداوند از فرازنای تاریخ‌، دگر‌باره بشریت را مسحور خود گرداند كه‌:

"...فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَیهِمْ..." [إبراهیم/37]

و ماه كعبه، نماد آرمان مشترك امت اسلامی و محور یگانگی، مساوات و یكرنگی پیروان محمد، كه همه را از حاكم ومحكوم وفقیر و غنی و پیر و جوان بر طبق آیین پاك و شریعت جاویدان آخرین برگزیده خداوند ذو‌الجلال‌، به دور خود می‌گرداند تا نه فقط برون‌ها و ظواهر از همه نوع نشانه های تفاخر و تمایز مادی پاك گردند، بلكه زبان‌ها نیز به ذكر یكسان و هماهنگ یكتا پرستی و فرمانبرداری مزین گردند كه :

"لبیك الهم لبیك، لبیك لا شریك لك لبیك، إن الحمد و النعمة لك و الملك، لاشریك لك"

و درنهایت درون‌ها و قلب‌ها حول محور حبل متین الهی الفت گیرند كه :

" وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا... فَأَلَّفَ بَینَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً..." [آل‌عمران/103]

و همه بیاموزند و باور كنند كه:

" وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ..."[حجرات/13]

 یكی از ارزنده‌ترین درسهای این ایام و این مناسك، تأكید بر حرمت خون مسلمان و پاسداشت حق حیات كریمانه انسانی است چه آنجا كه خداوند علیم، پس از آن امتحان تاریخی و افتخارآفرین، فدیه‌ای برای خون اسماعیل قرار می‌دهد و چه آنجا كه محمد مصطفی–صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم– در خطبة‌الوداع مردمان را مخاطب قرار می‌دهد كه:

"یا أیها الناس أی یوم هذا؟ قالوا: یوم حرام.  قال: أی بلد هذا؟ قالوا: بلد حرام. قال: فأی شهر هذا؟ قالوا: شهر حرام. قال: فإن دماءُكم و اموالُكم و اعراضكم علیكم حرام كحرمة یومكم هذا فی بلدكم هذا فی شهركم هذا...[صحیح بخاری/حدیث1739، ص304 – دار ابن‌حزم]

ای مردم! امروز چه روزی است؟ عرض كردند: روز حرام. فرمود این سرزمین چه سرزمینی است؟  گفتند: سرزمین حرام.  فرمود: این ماه چه ماهی است؟  گفتند : ماه حرام. فرمود: پس همانا خون‌ها و مال‌ها و آبروی شما بر یكدیگر حرام است،  همانند حرمت این روز شما در این سرزمین شما در این ماه شما."

امروزه متأسفانه این حرمت در پاره‌هایی از سرزمین مسلمانان پاس داشته نمی‌شود. دست‌اندازی به حق حیات مسلمانان با هر انگیزه و بهانه‌ای، به جز آنچه در صریح كتاب و صحیح سنت آمده است‌، گناهی بزرگ و نابخشودنی و به مثابه تعرض به حق حیات بشریت است كه‌:

"...أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِی الْأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعاً..."  [مائدة/32]

"وَ مَنْ یقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فِیها وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَیهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظِیماً" [نساء/93]

به راستی شگفت‌انگیز است در شرایطی كه برخی زمامداران مسلمان‌، با دولت‌هایی كه دست‌هایشان بارها به خون مسلمین آلوده شده است، باب گفتگو و مذاكره و تفاهم می‌گشایند، با ملت‌های خود یا احیاناً كشورهای مسلمان حاضر به گفتگو و حل و فصل مسالمت‌آمیز منازعات نیستند.

 

 برادران و خواهران گرامی، هم‌میهنان ارجمند!

عید سعید قربان مبارکباد.

شایسته است این ایام و لحظات گرانقدر را برای یادآوری این مفاهیم ارزنده واین رخدادهای عظیم مغتنم بدانیم و هرچه بیشتر بیاموزیم و بیش از آن هم عمل كنیم. سعی كنیم همزمان با وقوف حجاج در عرفات، نهمین روز ذی‌الحجه را با روزه‌داری‌ و مناجات به درگاه خداوند سپری كنیم و از ذات ذوالجلالش بخواهیم:

پروردگارا! مسلمانانی را كه عزم ادی مناسك حج، در سرزمین وحی حضور یافته‌اند، توفیق به جی آوردن حج مقبول عنیت و دعاهی آنان را در حق مسلمین اجابت فرما و وحدت و اخوت و صفا و امنیت را به امت اسلامی ارزانی دار!

ای خدای مهربان! دنیای وجودمان را چنان وسعتی از شناخت خودت ارزانی فرما که نشانه‌های پیدا و پنهان حضورت در همه هستی را با همه جانمان درک کنیم تا مگر ابراهیم‌آسا تمام اسماعیل‌هایی را که خود در اوج ناباوری و نداشتن بر ما عطا فرمودی، در صراط رضایت تو فدا کنیم، شاید از زمزه مومنان قرار گیریم!

ای خدای کعبه!چنان توفیقی بر ما هدیت کن تا آزمونهای بزرگی را که در گردنه های سخت زندگی بدانها دچار می شویم، سربلند و سرافراز پشت سر نهیم و چون " نیکوکاران به غایت" در منتهای رحمت و مهربانی خود بر ما سلام و درود بی پایان فرستی!

ذوالجلالا! تار و پود وجودمان عجین با خواهش از تو خواستن است. به شکرانه منتی که ما را به سرافرازی از آزمونهای سخت مفتخر می کنی، برکات اسحاق گونه ات را بر جان و مالمان ارزانی دار و ما را چون بندگان مخلص ات، شادی و شادابی جاودان ایمان و بندگی نصیب فرما!

ای خداوند مهربان! بر پیام آوران ایمان و عدالت و استقامت درود فرست. همانا تو مومنان و محسنین و مرسلین را بهترین کفایتی!

پروردگارا! غربت حزن‌انگیز قدس شریف و مسجدالاقصی را پایان ده و ما را وسیله این آزادی  قرار بده!

آمین یا رب‌العالمین

 

الله اكبر و لله الحمد

عبدالرحمن پیرانی

4/9/88

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم آذر 1388ساعت 15:24  توسط داینمند  | 

 


+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 12:56  توسط داینمند  | 

بنا بر اخبار واصله حوزه علمیه حضرت علی کرم الله و جهه اهل سنت خراسان شمالی درمرکز استان

(بجنورد )درمورخه ۲۶/۸/۸۸ پلمب شد

   حوزه مزبور تنها حوزه اهل سنت در مرکز استان بود  که چند  صباحی بدلیل عدم صدور مجوز توسط مسولین ذیربط بصورت غیر رسمی فعالیت می کرد اخبار واصله حاکی از آن است که مسولین صرفا نداشتن  مجوز را عنوان پلمب شدن  حوزه اعلام نمودند 

لذا بدیوسیله وبلاگ خبری دهستان جرگلان این واقعه تاسف بار را بر عموم جامعه اهل سنت ایران بخصوص جامعه اهل سنت خراسان شمالی و دوستداران دین و شریعت محمدی و جویندگان علم و دانش تسلیت عرض می نماید

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 19:33  توسط داینمند  | 

قرآن كريم در آيات 30 و 31 سورهء نازعات مي‌گويد:

]وَالأَرْضَ بَعْدَ ذَلِكَ دَحَاهَا، أَخْرَجَ مِنْهَا مَاءَهَا وَمَرْعَاهَا[

«و زمين را بعد از خلقت آسمان بگسترانيد و از آن آب و گياه پديد آورد»

آيهء كريمهء فوق، به وضاحت مي‌رساند كه زمين از آغاز امر خلقت به شكل كنوني خود نبوده، بلكه مدت زمان طولانيي بر آن گذشته است كه خداي عزّوجلّ آن را در طي اين مدت هموار و آمادهء بهره‌برداري ساخته است.

آيهء كريمه به طوري شگفت‌انگيز با جديدترين اكتشافات علمي تفسير مي‌شود، چه تازه‌ترين ره‌آوردهاي علم جديد با اين آيهء مباركه انطباق كامل دارند. اين ره‌آورد جديد علم، همانا «تئوري دورشدن قاره‌ها از يكديگر» يا «Theory Of Drifting Contionents» مي‌باشد. خلاصهء آنچه را كه اين تئوري مطرح ساخته، عبارت از اين است كه قاره‌هاي كرهء زمين در زماني از زمانها اجزاي به هم چسبيدهء يكديگر بوده اند و سپس آرام آرام به پارچه‌شدن و دورگرديدن از همديگر آغاز نموده و به اين ترتيب تدريجاً قاره‌هاي جداگانه‌يي را كه درياها و اقيانوس‌هاي بزرگ در ميان آنها حايل گرديده است، تشكيل داده‌اند. اين نظريّه براي اولين بار در سال 1915م و درست در هنگامي مطرح گرديد كه متخصص و كارشناس مشهور علم «طبقات الارض» استاد «فريد واگنر» آلماني چنين اعلام نمود: «اگر ماتمام قاره‌ها را به همديگر نزديك گردانيم، اين قاره‌ها طوري با هم متصل و پيوسته مي‌گردند كه يك پيكر واحد و همسان را تشكيل مي‌دهند، بي آنكه در ميان آنها كمترين فاصله و يا شكاف ناهمگوني قرارداشته باشد. درست همانگونه كه در بازیهاي معما گونهء موسوم به «Jigsawpazzle» رونما مي‌گردد».


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 12:45  توسط داینمند  | 

 
نام ترکمن؛ مفهوم و ماهیت آن
سئوالی که در ابتدا به آن می‌پردازیم‌ این است كه‌ چرا تركمن‌ها به‌ این‌ اسم‌ خوانده‌ شده‌اند؟ برای‌ روشن‌ كردن‌ این‌ نكته‌ لازم‌ می‌آید كه‌ از مناسبت‌های‌ تركمن‌- اوغوز حركت‌ كنیم‌. برای‌ اینكه‌ این‌ امر در حل‌ معمای‌ منشاء و ماهیت‌ نام‌ تركمن‌ كمك‌ شایانی ‌خواهد كرد.
اینكه‌ واژه‌ های‌ تركمن‌ و اوغوز دو نام‌ برای‌ یك‌ قوم‌ معین‌ ترك‌ است‌، در منابع‌ تاریخی‌ ترك‌ بطور كلی‌ امری‌ پذیرفته‌ شده‌ به‌ نظر می‌رسد. در نیمه‌ دوم‌ قرن‌ گذشته ‌ا. وامبری اینطور می‌گوید: « قبول‌ این‌ دیدگاه‌ كه‌ اجتماعاتی‌ كه‌ اعراب‌ به‌ آنها نام‌ «غز» را داده‌اند، تركمنهای ‌زمان‌ ما هستند، كاملا درست‌ است. ‌(1)»
نمت‌ با استناد به‌ هوستما (2) می‌نویسد كه‌ تركمنها به‌ جای‌ اسم‌ قدیمی‌ خود یعنی‌ «اوغوز» نام‌ «تركمن‌» را گرفته‌اند.
در اوایل‌ قرن‌ دوازدهم‌ مدتی‌ نام‌ اوغوز و تركمن‌ را بطور مشترك‌ بكار برده‌اند. (3)
و. مینورسكی‌ در یكی‌ از آثارش‌ می‌نویسد: «اوغوزها» بطور كلی‌ با نام‌ «تركمن‌» شناخته‌ شده‌اند. (4)
ا. پریتاسك‌ می‌نویسد كه‌ قسمتی‌ از تركان‌ در منابع‌ تاریخی‌ تحت‌ نام‌ تركمن‌ یا اوغوز دیده‌ شده‌اند و روشن‌ می‌سازد كه‌ دولت‌ «یبغوی‌ اوغوز» تحت‌ دونام‌ «اوغوز»، «تركمن‌» یك‌ اتحاد سیاسی‌ تشكیل‌ داده‌اند. (5)
در این‌ نظریه‌ها كه‌ از جهت‌ نتایج‌ درست‌ هستند، قدمت‌ نام‌ تركمن‌ و منشأ و ماهیت‌ آن‌ روشن‌ نشده‌ است‌.
در سرزمینمان‌، دیدگاه‌ ف‌.كوپرولو ارزش‌ كلاسیكی‌ یافته‌ است‌.
كوپرولو در زمان‌ خود با استناد به‌ دیوان‌ لغت‌ ترك‌، می‌گوید كه‌ نام‌ تركمن‌ به‌ گروههایی‌ از اوغوزها كه‌ مسلمان‌ شده‌اند، اطلاق‌ می‌شود. (6)
در حقیقت‌ او این‌ دیدگاه‌ را با استناد به‌ اثر شرف ‌الزمان‌ مروزی‌ یعنی‌ با سطرهای‌ كتاب‌ «طبیعه‌الحیوان‌» عیناً تأیید می‌كند. (7)
قبل‌ از مروزی‌، اولین‌ مؤلف‌ اسلامی‌ كه‌ از تركمن‌ها بحث‌ می‌كند یعنی ‌المقدسی‌ (نیمه‌ دوم‌ قرن‌ دهم‌) تركمن‌ها را گروههایی‌ معرفی‌ كرده‌ بودكه‌ اسلام‌ را قبول‌ كرده‌اند. (8)

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 12:45  توسط داینمند  | 

رمز و رازی كه در برخی اعداد وجود دارد ، بدرستی معلوم نیست اما كمتر ملتی را می توان پیدا كرد كه به برخی از اعداد خاص معانی تمثیلی نداده باشند. دكتر میرجلال الدین كزازی در مورد معانی تمثیلی و نمادین اعداد چنین نظری دارد: "عدد یك (= 1) در باورشناسی باستانی ایران نشانه‌ی راز آلود خداوند است. عدد دو (= 2) ارزش آیینی دارد: آسمان و زمین ، نرینه و مادینه و... دو بدین سان ساختار و سرشت آفرینش را بر ما روشن می‌دارد. كاربردهای نمادین عدد سه (= 3) این است كه این شمار به گونه‌ای راز آلود ، آفرینش و پدیده‌ی هستی را نشان می‌دهد. در باورهای ایران از زادگان سه گانه و یا موالید ثلاث سخن به میان رفته ، زادگان سه گانه كانی و یا جاندار است. عدد چهار (=4) ، چهار گوهر را نشان می‌دهد. در پنج (= 5) می‌توانیم از پنج حس سخن بگوییم. در شش (= 6) به شیوه‌ی نمادین ، جهان آشكار می‌شود و ما معتقدیم پدیده‌های گِتی شش سویه هستند. اما هفت (= 7) در میان یكان از كارآ یی و ارزش و باور شناختی افزونتری برخوردار است. عدد هشت (= 8) با بهشت در پیوند است. عدد ُنه (= 9) باز شماری است كه در فرهنگ ایرانی ارزش آیینی ویژه‌ای دارد و از شمار سپند (مقدس ، پاك) است. عدد دوازده (=12) در نماد شناسی نشانه‌ی كمال است. دوازده در گروه خودش ارزش بسیار دارد. ما هفت اختر و دوازده برج را داریم. هفت در عدد دوازده گردان است پس اگر دوازده را نشانه‌ی كما ل بدانیم ، این عدد خجسته ترین خواهد بود، زیرا آرمان آفرینش رسیدن به سر آمدگی و كمال است. پس اگر به شمار سیزده (= 13) رسیدید ، این همه از میان خواهد رفت و زمانی كه به چهارده می‌رسیم ، دوباره گجستگی روی می‌دهد. ایرانیان از دیر زمان روز 13 را از خانه بیرون می‌رفتند كه بی شگونی این روز را از خود دور بدارند. شاید یكی از دلایلی كه عدد 13 نزد ایرانیان نحس است و مردم برای فرار از این نحسی ، روز سیزده بدر را در دامان طبیعت به سر می‌برند ، ترویج فرهنگ بدشگونی آن توسط مردم از گذشته تا حا ل است".


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 12:30  توسط داینمند  | 

بسم الله الرحمن الرحيم
الْحَمْدُ لِله رَبِّ الْعَالَمِیْنَ وَ الْصَّلاةُ وَ الْسَّلامُ عَلی اَشْرَفِ الْمُرسَلِیْنَ وَ عَلی آلِهِ وَ اَصْحَابِهِ اَجْمَعِیْنَ. امّا بعدُ:
علماء اصول تعاريف متعددي را براي قياس ذكر كرده اند كه ازآن جمله، مي توان به اين موارد اشاره كرد.





ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 13:12  توسط داینمند  | 

شخصي رومي به بغداد آمد و به خليفه گفت: من سه سؤال دارم اگر در كشور تو چنين شخصي وجود دارد كه جوابگوي سؤالات من باشد او را بخوان. به دستور خلیفه، تمامی علماء اعلام جمع شدند. در آن مجلس و در حضور همه علماء، شخص رومي بالاي منبر رفت و گفت: به اين سؤالات پاسخ دهيد:1ـ قبل از خدا چه كسي موجود بود؟ 2ـ خداوند در كجا و كدام طرف قرار دارد؟ 3ـ حالا خدا چه كار ميكند؟



به محض شنيدن اين سؤالات، همه خاموش شدند. امام ابوحنيفه رحمه الله، هنگامیکه از کسی سخنی بر نیامد، با آنکه از سن و سال کمی برخوردار بود، از جایش برخاست و فرمود: من پاسخ سؤالات تو را ميدهم! اما به شرطی كه از منبر پائين آيي و من بر بالاي آن بنشینم.



رومي از منبر پائين آمد و امام ابوحنيفه رحمه الله بالاي منبر رفته و خطاب به شخص رومی فرمود: از يك بشمار و بالا برو. رومي شروع به شمارش اعداد كرد. هنگامی که شمارش اعداد به رقمی رسید، امام ابو حنيفه گفت: بس كن و از عقب بشمار يعني از يك به عقب. رومي گفت: قبل از يك عددي وجود ندارد. امام ابو حنيفه فرمود: قبل از خدا هم هيچ موجودي نبوده است.



در پاسخ سؤال دوم، امام اعظم ابوحنیفه اینچنین فرمود: اگر پیش روی خود چراغي يا شمعي روشن كني آيا ميتواني بگويي که نورش در كجا قرار دارد؟ رومي گفت: مسلماً هر طرف و همه جا. امام ابوحنيفه فرمود: خداوند متعال نيز در هر طرف و همه جا قرار هست.



امام ابوحنيفه فرمود: سؤال كردي كه حالا خدا چكار ميكند، در جواب ميگويم كه تو را از منبر پائين آورده و مرا بالا میبرد. رومي با شنيدن اين جواب شرمنده شد.

منبع: زندگاني امام اعظم ابو حنيفه رحمة الله عليه
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 12:45  توسط داینمند  |